باشد که تشخیص دهم که مشکلات من حل شدهاند
۲۱ خرداد ۱۴۰۵
کنت واپنیک
بخشی از تفسیر دکتر کنت واپنیک از درس ۸۰ «باشد که تشخیص دهم که مشکلات من حل شدهاند» در کتاب «سفری در ژرفای کتاب کار دورهای در معجزات»
بیایید امروز مصمم شویم که گلایهها را گردآوری نکنیم.بیایید مصمم شویم که از مشکلاتی که وجود ندارند، آزاد باشیم.وسیلهٔ ما، صداقت ساده است.خودت را در این مورد که مشکل چیست، فریب نده، و باید تشخیص دهی که مشکل حل شده است.
برای تأکید دوباره بر این نکته باید گفت که گلایهها در حقیقت راهی هستند برای گفتن این جمله: «من درست میگویم و عیسی اشتباه میکند؛ مشکل بیرون از من است ـ فقط ببین این آدمهای وحشتناک چه بر سرم میآورند!»
از این رو، صداقت در این تمرین و در همهٔ تمرینها اهمیتی حیاتی دارد؛ صداقتی که با نگریستن به درون آغاز میشود و به این درک میرسد که تو تمام این ماجرا را خودت ساخته و پرداختهای.آنچه در این فرایند به تو کمک میکند، فهمیدن انگیزهٔ پنهان پشت این مشکل است: حفظ و نگهداری «خودِ جداافتاده»ات.همین شناخت، همان صداقت سادهای است که عیسی به آن اشاره میکند.
هر چیزی در بیرون که تو را ناراحت، آزرده یا برآشفته میکند، تنها به این دلیل آنجاست که خودت آن را در آنجا نهادهای تا پاسخ حقیقی را پنهان کنی؛ پاسخی که در حضور آن، هویت جدا و ویژهای که برای خود ساختهای، آرامآرام رنگ میبازد و محو میشود.
بنابراین، برای حفظ این خودِ جداگانه، مطمئن شدی که حق با تو باشد؛ پس مشکلات را در جهان بیرون دیدی و دیگران را مسئول وضعیت ناخوشایند و رنجآور خود دانستی.همانگونه که در نمایشنامهٔ شاه لیر آمده است: «از آن راه، جنون در پیش است.»
ما از خلال این درسها میآموزیم که تنها انتخاب واقعی ما، سلامت و تعادل ذهنی است؛ زیرا فقط از دل همین انتخابِ عاقلانه است که آرامش و شادی، که حق طبیعی ما هستند، پدیدار میشوند.امروز نیز با صداقتی ساده، تنها همان را برمیگزینیم.
